تبليغاتX
اسکادران عشق

اسکادران عشق

عزبزم خوش اومدی

 

من هم شبی به خاطره تبدیل می‌شوم

خط میخورم زهستی و تعطیل می‌شوم

من هم شبی به خواب زمین میروم فرو

بر دوش خاک حامله تحمیل می‌شوم

من هم شبی قسم به خدا مثل قصه‌ها

با فصل تلخ خاتمه تکمیل می‌شوم

قابیل مرگ، نعش مرا میکِشَد به دوش

کم کم شبیه قصه هابیل می‌شوم

حک میکند غروب مرا شاعری به سنگ

از اشک و آه و خاطره تشکیل می‌شوم

یک شب شبیه شاپرکی میپرم ز خاک

در آسمان به آیینه تبدیل می‌شوم

 

 

 

به تو عادت کرده بودم

ای به من نزدیک تر از من

ای حضورم از تو تازه

ای نگاهم از تو روشن

به تو عادت کرده بودم

مثل گلبرگی به شبنم

مثل عاشقی به غربت

مثل مجروحی به مرهم

لحظه در لحظه عذابه

لحظه های من بی تو

تجربه کردن مرگه

زندگی کردن بی تو

من که در گریزم از من

به تو عادت کرده بودم

از سکوت و گریه شب

به تو حجرت کرده بودم

با گل و سنگ و ستاره

از تو صحبت کرده بودم

خلوت خاطره هامو

با تو قسمت کرده بودم

خونه لبریز سکوته

خونه از خاطره خالی

من پر از میل زوالم

عشق من تو در چه حالی

 

 کارت پستال عاشقانه

 

 

هرچه كردم نشوم ازتو جدا، بدتر شد

                               از دل مـا نرود مهر و  وفــا  ، بدتر  شد ...

مثـلا خواســتم اين بــار موقـر باشــم 

                               و به جاي تو،  بگويم  كه شما ، بدتر شد

آسـمان وقـت قـرار من  و تــو  ابري بود 

                               تـازه  با رفتـن تـو وضـع هـوا  بد تر شــد.

اين متانت به دل سنگ تو تاثير نكرد

                               بلكه برعكس ،  فقط رابطـه ها  بد تر شـد

چاره دارو و دوا نيست،كه حال بد من

                               بي تو با خوردن  دارو  و  دوا  بد تر شد

روي فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت

                               آمدم پاك كنم عشـق تـو را بدتـر شـد ...

 

 

 

 

 در پياده رو

هر چه چشم كار مي كند

فقط

پا شكار مي كند

چشمهاي دور گرد من ، در اين پياده رو

پا به پاي عابران رهگذر

عبور مي كنند

چند مرد ، آن طرف

كودكي فقير را

از كنار يك مغازه دور مي كنند

در پياده رو هزار ، پا

در هزار كفش

تند و با شتاب مي رسند و مي روند

اين هزار پا،

آن هزار پاي كوچك و قشنگ را به ياد من مي آورند

آن هزار پاي كو چكي كه صبح

از كنار رختخواب من گذشت

همچنان به كفشها نگاه مي كنم

چند جفت كفش كهنه روبه روي من

مكث مي كنند

باز، مي شود صداي من بلند:

"واكس ميزنم"

يك نفر از آن ميان

داد مي زند:

"زود جمع كن برو

اين بساط را از اين پياده رو!"

آي!

اي هزار پاي كوچك و قشنگ!

كاشكي تو لا اقل به پاي خود

كفش داشتي ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اردیبهشت1389ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط سیما  | 

 

بگذار که آسمان، آنگونه که هست در جذبه دو چشم تو، خود را بگسترد.

بگذار تا ماه، حتی به زیر ابر، در این سیاه شب، آرامشی به قلب سپید تو آورد...

شاید کمی که گذشت، شاید تبسم در چشم روزگار، شاید که مشق صبر، تکلیف روزگار

نچندان به کام ماست...

بگذار زیر و بم این زمین سخت، با پای خسته تو، گفت و گو کند.

شاید قبول جهان، آنچنان که هست، آغاز زندگی است.

آنجا که واژه ها به هیاهو نشسته اند.

شاید که شاخه گلی از سکوت ناب، آواز زندگی است.

بگذار اگر فاصله ای هست بین ما، تا روز ماندگاری دیوار سرد،

یک پنجره برای دیدن هم هدیه آوریم.

بگذار تا پیکر بت دار روزگار، در برکه گذشت پاشویه ای کند.

آنجا که ناتوان کلام خسته، به فریاد می رسد.

دیگر سکوت، نقطه پایان گفتگوست.

گاهی تحمل خاری درون دست شیرین تر از لطافت گلهای زندگیست.

بگذار تا به دشت جدایی در این زمان، بارانی از طراوت و بخشش، سفر کند.

بذری به دشت مهربانی هدیه آوریم و آنگه بغل بغل تبسم تازه درو کنیم.

چشمان پرسش خود را، تو بسته دار.

لبخند مهربان تو در چشم شرمناک، یعنی بیا.

« بیا دوباره دوست دارمت »

شاید که یک سلام، آغاز گفتگوست.

شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است.

 

 

                      

  
 
 
 
تو را نگاه می کنم
 
خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند!
 
بیدار شو
 
با قلب و سر رنگین خود
 
بد شگونی شب را بگیر
 
تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود
 
زورق ها در آب های کم عمقند...
 
خلاصه کنم:دریا بی عشق سرد است!
 
جهان این گونه آغاز می شود:
 
موج ها گهواره ی آسمان را می جنبانند
 
(تو در میان ملافه ها جا به جا می شوی
 
وخواب را فرا می خوانی)
 
بیدار شو تا از پی ات روان شوم
 
تنم بی تاب تعقیب توست!
 
می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم
 
از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب
 
می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم!

 
" پلالوار"
 
 
 
 
 
 
اخر زنگ دنیا کی میخورد

خدا می داند،ولی........................
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه
می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی
را کلاه گذاشت.
آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش
از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.

آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال
سختی بود ،سوالی که بیش از یک بار
نمی توان به آن پاسخ داد.

خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،
روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها
بنویسند.

خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات
یادمان رفته باشد.

خدا کند که دفتر زندگیمان را جلد کرده باشیم
وبدانیم دنیا چرک نویسی بیش نیست.
+ نوشته شده در  شنبه 28 فروردین1389ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط سیما  | 

 


مرا اینگونه باور کن … کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته …

 خدا هم ترک ما کرده ،

خدا دیگر کجا رفته …؟! نمی دانم مرا آیا گناهی هست ..؟

که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست ؟؟؟

 

 

گل نیست چنین سرکش و رعنا که تویی

مه نیست بدین گونه فریبا که تویی

غم بر سر غم ریخته آنجا که منم

دل بر سر دل ریخته آنجا که تویی

 

 

 


سکوت یعنی یه حرف که تو دلمه

یعنی یه اسم که رو لبامه

یعنی یه شرم که تو چشامه

یعنی یه آرزو که توی سینمه

سکوت یعنی دوست دارم

 

 

 

 

یاموزیم که اگر ستاره نیستیم, ابر هم نباشیم که جلو درخشش ستاره ها را بگیریم

 

 

  

بهاری ، اس ام اس جدید عید  عکس هاي بسيار زيبا از شب

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اسفند1388ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط سیما  | 

تولد

 امروز تولدمه......................!

 

اینم سهمیه کیک شما

 

امیدوارم خوشتون بیاد

 

 

علف هرز چيست؟؟!

گياهي که هنوز فوايدش کشف نشده 

 

فکر کردن به گذشته ، مانند دويدن به دنبال باد است

باد مي وزد

ميتواني در مقابلش هم ديوار بسازي ، هم آسياب بادي

تصميم با تو است

 

شاد بودن تنها انتقامي است که ميتوان از دنيا گرفت ، پس هميشه شاد باش

 

امروز را براي ابراز احساس به عزيزانت غنمينت بشمار

شايد فردا احساس باشد اما عزيزي نباشد

 

 

کسي را که اميدوار است هيچگاه نا اميد نکن ، شايد اميد تنها دارائي او باشد

 

اگر صخره و سنگ در مسير رودخانه زندگي نباشد

صداي آب هرگز زيبا نخواهد شد

 

هيچ وقت به خدا نگو يه مشکل بزرگ دارم

به مشکل بگو من يه خداي بزرگ دارم

 

بيا لبخند بزنيم بدون انتظار هيچ پاسخي از دنيا

   

دوست داشتن بهترين شکل مالکيت

و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن است

 

خوب گوش کردن را ياد بگيريم

گاه فرصتها بسيار آهسته در ميزنند

 

وقتي از شادي به هوا ميپري ، مواظب باش کسي زمين رو از زير پاهات نکشه

 

مهم بودن خوبه ولي خوب بودن خيلي مهم تره

 

فراموش نکن قطاري که ار ريل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد

ولي راه به جائي نخواهد برد

 

انتخاب با توست ، ميتواني بگوئي : صبح به خير خدا جان

يا بگوئي : خدا به خير کنه ، صبح شده

( وين داير )

 

 

اگر در کاري موفق شوي ، دوستان دروغين و دشمنان واقعي

بدست خواهي آورد

 

زندگي کتابي است پر ماجرا ، هيچگاه آن را به خاطر يک ورقش دور نينداز

 

مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دريا بي قرارت باشند

 

جائي در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چيز هست

 

يک دوست وفادار تجسم حقيقي از جنس آسماني هاست

که اگر پيدا کردي قدرش را بدانی 

 

آدمي ساخته افکار خويش است ، فردا همان خواهد شد که آنروز به آن مي انديشد  

 

براي روز هاي باراني سايه باني بايد ساخت / براي روزهاي پيري اندوخته اي بايد داشت  

 

براي آنان که مفهوم پرواز را نميفهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري کوچکتر ميشوي  

 

اگر روزي عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خيال اينکه زيادي داريم فروشنده

 خواهيم بود  

 

زندگي همچون بادکنکي است در دستان کودکي

 

که هميشه ترس از ترکيدن آن لذت داشتن آن را از بين ميبرد 

 

زنان هوشيارتر از آن هستن که مردانگي خود را به همسران خود نشان بدهند  

 

تاريک ترين ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشيد است پس هميشه اميد داشته باش

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 دی1388ساعت 5:25 بعد از ظهر  توسط سیما  | 

و اما عشق

 

من صبورم اما... به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم يا اگر شادي زيباي تو را به غم غربت چشمان خودم مي بندم من صبورم اما... چقدر با همه ي عاشقيم محزونم! و به ياد همه ي خاطره هاي گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم من صبورم اما... بي دليل از قفس کهنه شب مي ترسم بي دليل از همه تيرگي تلخ غروب و چراغي که تو را از شب متروک دلم دور کند... مي ترسم من صبورم اما... آه...
 


         تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 
 
ما در خواب
 
همدیگر را دیدیم
 
ما خواب های همدیگر را دیدیم
 
یکی از ما وجود ندارد
 
یا تو
 
یا من
 
و این بیداری کاملا مشکوک است
 
بیا به خواب هایمان برگردیم
 
به سرزمین ماه و قصه
 
 
 
          
       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 
  
 
ديروز با يه دسته گل اومده بود به ديدنم
با يه نگاه مهربون...
همون نگاهي که سال ها ارزوشو داشتم و ازم دريغ ميکرد!
گريه کرد........
گفت :
دلش برام خيلي تنگ شده!
ميخواستم اشکاشو از رو صورتش پاک کنم
ولي نميتونستم!!!
فقط نگاهش کردم
اون رفت......
ولي سنگ قبر من خيسه خيس بود!!!!!
 
 
 
 
 
نمی دانم چرا با اینکه میدانم
از آن من نخواهی بود
چرا با تار وپود جان
برایت خانه می سازم

 


آنگاه که.......... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس ميکني؛ به خاطر بياور که ............ ... زيبايي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!!!!
 
******************
يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم
 
****************
به ديدارم بيا،هر شب دراين تنهايي تنهاو تاريک خدا مانند دلم تنگ است بيا اي روشن اي روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زير سر پوش سياهي ها دلم تنگ است
 
***************
 
اگه يکي رو ديدي وقتي داري ترکش مي کني برات فقط سکوت مي کنه بدون ديوونته اگه يکي رو ديدي که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چي بودي اگه يکي رو ديدي که يه روز از بي تو بودن مي ناله بدون بدون تو مي ميره

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط سیما  | 

 
 
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
- پنج وارونه چه معنا دارد
 
 
 
 

بهش بگین بی خبرم بپرسین عشقمون چی شد ؟

 

چشم سیاش طرز نگاش حجب و حیاش مال کی شد ؟

 

اونی که تازه اومد و توی دلم خاطره شد

 

بهش بگین با رفتنش کار دلم یکسره شد

 

دیونه بود اما منم دیوونه تر از عشق اون

      

قلبمو زد به نامشو پر زد و رفت به آسمون      

 

پر زد و رفت حتی برام خط و نشون هم نکشید

 

رفت و نشست رو شونه ی اون که به فکرم نرسید

 

بهش بگین همین روزا توی دلم می کشمش

 

خدا نیاره اون روز رو بیفته چشمم تو چشش

 

دیونه بود اما منم دیوونه تر از عشق اون

 

قلبمو زد به نامشو پر زد و رفت به آسمون

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط سیما  | 

تولد

                             سلام دوستای گلم

 

                    امروز تولد داداشی بهنام جونم

 

 ازتون میخوام براش دعا کنین تا همیشه سالم و سبز زندگی کنه

 

 

   " بهنام جان تولدت مبارک "

 

 

     در ضمن تولد میرحسین که فرداست رو هم تبریک میگم

 

 

  

 

    اینم کیک تولدت عزیزم

 

 

 

               

 

 

همیشه خوشحال و سرزنده باشی

 

 

                 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط سیما  | 

دوباره سلام

سلام دوستای خوبم امیدوارم که حالتون خوب باشه

چند مدت بود که اصلا حوصله آپ کردن نداشتم

ولی دوباره می خوام آپ کنم امیدوارم که خوشتون بیاد

 

یك سبد پر ز ستاره با ماست

روی یك سفره احساس

كه بین من  و تو پیداست

قلب من سخت اسیر احساس

عشق تو

قطره اشكی است

كه از گوشه چشمت پیداست

روح تو یك گل سرخ تنهاست

حس من

چون یك موج

در تب و تاب دریاست

دستم از دوری دستت تنهاست

چشم تو

 رنگ قشنگی است

كه در برگ درختان پیداست.

 

 

آسمان بارانی است

اشك من هم جاری است

شاید این ابر كه می نالد و می گرید از درد من است

آخری اخر ابر هم - از دلم با خبر است

شاید او می داند

كه فرو خوردن اشك

قاتل جان من است

من به زیر باران از غم و درد خودم می نالم

اشك خود را كه نگه می دارم با یه بغض كهنه

من رهایش كردم باز زیر باران

من به زیر باران اشكها می ریزم

همگان در گذرند

باز بی هیچ تامل در من

سر به سوی آسمان می سایم؛

من نمی دانم...

صورتم بارانی است یا آسمان بارانی است

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط سیما  |